.....

تعرفه تبلیغات در سایت
💭منو یه جوری دوست داشته باشکه از این دوست داشتن خودت حسِ خوبی بهت دست بدهجوری باهام تا کن که ببالی به خودتوقتی فکر میکنی به کارایی که از رو عشق انجام دادیعشق غرورت باشهجوری که دلخواهته عاشقی کنمن میخوام قبل از منحالِ تو خوب باشهبه فکرِ خودت باشو بخاطر خودت منو بخواهمن بخاطرِ خودم دوسِت دارمو وقتی بی قید و شرط عاشقتم وبرا لبخند حتا یه کار کوچیک میکنمخیلی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
💭


همیشه سیگار کشیدنت عذابم میداد

راستشو بخوای بیشتر از روی حسادتم بود!

نکه بخوام مثل شاعرها و نویسنده ها بگم

چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد نه...!

حسادت میکردم

چون میدونستم

آدما وقتی سیگاری میشن که

خیلی غصه داشته باشن...

و غصه داشتن میتونه از نداشتن یه آدم به وجود بیاد!

من که کنارت بودم!

پس مطمئنا اونی که غُصشو میخوردی من نبودم.....!!! 

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
[از خواب ها پرید، از گریه ی شدیداما کسی نبود... اما کسی ندید...]از خواب می پرم، از گریه ی زیاداز یک پرنده که خود را به باد داداز خواب می پری از لمس دست هاشو گریه می کنی زیر ِ پتو یواشاز خواب می پرم می ترسم از خودمدیوانه بودم و دیوانه تر شدماز خواب می پری سرشار خواهشیسردرد داری و سیگار می کشیاز خواب می پرم از بغض و بالشمکه تیر خورده ام که تیر می کشماز خو
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
وَلى نَه...! گِريه بَعضى وَقتا لازِمه..! خيلى وَقتا كم ميارى بى نام و نِشون تر اَز خودِت، فقط خودِت ميشى..! شونِه كم ميارى اَصلاً شونه اى نيس كه بِخواى كم بيارى..! بَعضى وَقتا فَقط دِلتو بِزن به تَهِ دِلتنگى.. عُمقشو بِبين چَندِه زيادِه! خُب باش
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 14:07
برچسب‌ها :
خانم چینی در آسانسور گفت : دستت!! نگاه کردم .. دیدم در دستم خون جاریست .. ولی حواسم نبود .... بعد رفتم چسب زخم بخرم .. چسب زخم خریدمو به مغازه دار پول دادم ... و یادم رفت بقیه ی پول رو بگیرم ... حواسم نبود .... بعد دیدم یادم رفته خون رو با دستما
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 14:07
برچسب‌ها :
تموم کرد ..

پدر شوهرم تموم کرد ..

پدر شوهرم و از دست دادیم ..

سوختم ...

سوختم ....

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 14:07
برچسب‌ها :
یه بار نشست روبروم، چایی نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز اذیتت کنم"گفتم "خب نکن!" گفت "عمدی که نه! ولی میترسم اذیت شی" گفتم "نترس! از چی باید اذیت شم؟!" دوباره چاییشو هم زد، هم زد، هم زد... دیدم حرف نميزنه، گفتم "نباتت آب شد، چاییتو بخور گفت "تو نمیترسی یهو برم؟؟" گفتم "نه! بخوای بری میری دیگه! واسه چی بترسم؟!" گفت "ولی من میترسم! میترسم خسته شی بری و بازم دوست داشته باشم..." فقط نگاش کردم
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 3:27
برچسب‌ها :
اگه روزی تو یه خونه ‌ تنها زندگی‌کنمحتما دق میکنم سخته تنهایی ،‌ سخته بدون همدم بودن خب حالا اگه واقعا مجبور شدم تنها باشم ، باید چه طوری از پسش بربیام شبای تنهایی چطوری‌میگذره ؟ صبحاش اصلا صبحه؟ وقتی بیدار میشی و‌ چشمات به روی هیشکی باز نمیشه ،‌ وقتی که به آیینه نگاه میکنی میبینی تنهایی دیشب یه خط بیشتر به گوشه چشمات اضافه کرده چه حالی داره باید چطوری سَر کرد ؟ باید چطوری حفره و‌‌ اون خلأ رو
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 3:27
برچسب‌ها :
دیشب یادم رفته بود  کتری رو بردارم از رو گاز ..نصفه شب داشت میترکید .. اونروز یادم رفت حواسم باشه با چاقو دستم و نبرم .. محمد وقتی فهمید مواظب نبود دعوام کرد و ناراحت شد همسریم .. اونروز میخواستم بشینم حرفامو بنویسم .. ولی چند دقیقه ی بعدش دیگه هیچی دیگه هیچی یادم نبود برای نوشتن .. من بی انرژی نیستم ... کسلم نیستم .. تنبلم نیستم .. دانشگاه ملی بیرجند قبول شدم و  نرفتم .. کی دانشگاه ملی قبول
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 3:27
برچسب‌ها :
یه روزی خط میکشم دور همه ی چیزایی که  تورو ازم میگیره..خط میکشم دور تمام نبودنام .. خط میکشم دور همه ی حرفای منطقی دور همه ی ژستای عاقلانه ای که خودمو پشتش قایم کردم دور همه ی فاصله های لعنتی دور حرفای مفتِ این ملت بیکار خط میکشم دور هرچی مقاله و درس و مشغله اس.. اصلا کدوم یکی از اینا وقتی تو نباشی به دردم میخوره؟ میخوام نباشه همچین مقاله ای که نشه رو موضوع مهمی مث چشمای تو کار کرد ! میخوام ن
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 3:27
برچسب‌ها :