برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
میدونی چرا میگن بعد هر سختی آسایشه؟
چون به سختی عادت میکنی و
تحملش راحتتر میشه..
آدمیزاد خیلی جون سخته،
به درد عادت میکنه،
به فقر عادت میکنه،
حتی به دلتنگی و نبودنش هم عادت میکنه..
اون آسایش بعد از سختی،
یه چیزی مثل خندههای جوکره،
همونقدر مصنوعی،
همونقدر ترسناک،
همونقدر غمانگیز…
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
در اتاقو میکوبه بهم،
چارتا داد هم میزنه
و گوله میشه حد فاصل دیوار و تخت و کمد،
ولی بازم گوشش به دره
که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده..
میخوام بگم آدم همیشه نیاز داره
یکی نگاهش کنه از بیرون،
وگرنه که درو محکم نمیبست..
می بست؟
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
"نمی دانم
چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم
می گدازد"
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
پی نوشت؛
واسه ی همینه که دلم نمیخواد جایی بری ..
وقتی میری از همه تنها تر و غریب ترم..
هیچوقت نرو محمدم .ـ
هیچوقت...
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری
برچسب:
نویسنده: آراد نوری