بی تفاوتی محض
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 1:30
همه میگن اینکه چیزایی که قبلا خوشحالت میکرد، دیگه خوشحالت نکنه، بده! من میگم اینکه چیزایی که قبلا ناراحتت میکرد، دیگه عین خیالت نباشه بده! این قوی شدن نیست.. بیتفاوت شدنه.. مُردن احساسات و وجدانه.. دور شدن از خود واقعی و عادت کردن به اونچه نمیخوایمه.. اینکه به چیزی که قبلا باعث میشد زار بزنی، بخندی...
من درکت میکنم
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 1:30
گفت ی چیزیت هست وقتایی که حرف نمیزنیچی اذیتت کرده؟چرا نمیگی چی میخواستی بگی؟چی پشیمونت کرد از حرف زدن؟ساکت بودم ساکتتر شدمعینکمو از رو چشام برداشت نگاش کردم گفتم آفتاب اذیتم میکنهگفت سکوتت منو اذیت میکنه...گفتم این چن روز هعی اومدم حرف بزنمهعی گفتم صبر کن ساکت باش جو رو بهم نزنآرامش رو نگیر از جف...
سلامی دوباره
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 1:30
سلام بعد یه مدت نبودن اول تشکر کنم از پایه ثابتای وبم.. مخصوصا دختر فلفلی خودم ویه چیز جدی و بدون شوخی عرض کنم اونم اینکه من متعهدم.. عشقم همون محمدی هست که اسمش تو وبم زیاد دیده شدهعاشقشم.. عاشقمه.. یه سالم هست پسرم به دنیا اومده..پس از زدن حرفای بیخود اکیدا خود داری کنیدبعضی حرفا حرف دلمه.. بعضی ...
نزدیک نیست
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 1:30
وقتي برات نوشته م اينجا به جز دوريِ توچيزي به من نزديك نيستچون نبود.. چون هر شبي كه من مچاله شده بودمبايد توي تاري چشمام، تو رو تو چارچوب در ميديدم و نديدم.. چون هر باري كه روي مبلپاي فوتبال خوابم ميبردو خواب بد ميديدمتو بايد پايين مبلهمونطور كه چايي ميخوردي ميگفتيكه اشكال نداره خواب بودو نبودي كه ب...
نزدیک نیست...
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 22:51
وقتي برات نوشته م اينجا به جز دوريِ توچيزي به من نزديك نيستچون نبود.. چون هر شبي كه من مچاله شده بودمبايد توي تاري چشمام، تو رو تو چارچوب در ميديدم و نديدم.. چون هر باري كه روي مبلپاي فوتبال خوابم ميبردو خواب بد ميديدمتو بايد پايين مبلهمونطور كه چايي ميخوردي ميگفتيكه اشكال نداره خواب بودو نبودي كه ...
ندارم..
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 22:51
- به عنوانِ كسى كه دوستت دارد ،از تو فقط يک چيز مى خواهم ؛جورى رفتار كن ،جورى حرف بزنجورى جواب بنويس ،جورى پاىِ حرف هايت بمانكه من هيچ وقت دلم نيايدكه لحظه اى پشتِ سرت بگويم؛-نشد كه نشد-تو بايد بشوى ، شدنى تر از تو ندارم! Adblock test (Why?)
عادت...
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 22:51
میدونی چرا میگن بعد هر سختی آسایشه؟چون به سختی عادت میکنی وتحملش راحتتر میشه.. آدمیزاد خیلی جون سخته،به درد عادت میکنه،به فقر عادت میکنه،حتی به دلتنگی و نبودنش هم عادت میکنه.. اون آسایش بعد از سختی،یه چیزی مثل خندههای جوکره،همونقدر مصنوعی،همونقدر ترسناک،همونقدر غمانگیز… Adblock test (Why?)
من حسود نیستم..میترسم..
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 19:16
تو بگو حسود ی ولی من اسمشو میذارم ترس... من میترسم! وقتی کسی نزدیکت میشه فرقی نمی کنه چقدر ازش سرتر و بهتر و زیباتر باشم... فرقی نمی کنه نسبت بهش چقدر موقعیت بالاتری داشته باشم و چقدر جایگاهم توی زندگی
نیاز..
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 19:16
آدم تو اعصاب خوردی هاش، در اتاقو میکوبه بهم، چارتا داد هم میزنه و گوله میشه حد فاصل دیوار و تخت و کمد، ولی بازم گوشش به دره که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده.. میخوام بگم آدم همیشه نیاز داره یکی نگاهش کنه از بیرون، وگرنه که درو محکم نمیبست.. می بست؟
نمیدونم..
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 19:16
فقط اونجايي که هوشنگ ابتهاج ميگه: "نمی دانم چه میخواهم بگویمغمی در استخوانم می گدازد"
بی تفاوتی محض..
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 19:16
همه میگن اینکه چیزایی که قبلا خوشحالت میکرد، دیگه خوشحالت نکنه، بده! من میگم اینکه چیزایی که قبلا ناراحتت میکرد، دیگه عین خیالت نباشه بده! این قوی شدن نیست.. بیتفاوت شدنه.. مُردن احساسات و وجدانه.. د
نرو...
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 19:16
u200fفقط كافيه دلتنگ باشی تا هر ثانيه برات هزار دقيقه طول بكشه .. xa0 پی نوشت؛ واسه ی همینه که دلم نمیخواد جایی بری .. وقتی میری از همه تنها تر و غریب ترم.. هیچوقت نرو محمدم .ـ هیچوقت...
نمی آید ...
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 19:16
میخواستم که گریه کنم امّاگریه به این غروب نمی آیدچشم انتظار دیدن تو هستمبا اینکه روز خوب نمی آید...
از خواب پریدم..از گریه ی زیاد..
-
تاریخ: 1396/12/23 ساعت: 12:36
[از خواب ها پرید، از گریه ی شدیداما کسی نبود... اما کسی ندید...]از خواب می پرم، از گریه ی زیاداز یک پرنده که خود را به باد داداز خواب می پری از لمس دست هاشو گریه می کنی زیر ِ پتو یواشاز خواب می پرم می ترسم از خودمدیوانه بودم و دیوانه تر شدماز خواب می پری سرشار خواهشیسردرد داری و سیگار می کشیاز خواب ...
گریه ...
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:07
وَلى نَه...! گِريه بَعضى وَقتا لازِمه..! خيلى وَقتا كم ميارى بى نام و نِشون تر اَز خودِت، فقط خودِت ميشى..! شونِه كم ميارى اَصلاً شونه اى نيس كه بِخواى كم بيارى..! بَعضى وَقتا فَقط دِلتو بِزن به تَهِ دِلتنگى.. عُمقشو بِبين چَندِه زيادِه! خُب باش
حواسم نبود ..
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:07
خانم چینی در آسانسور گفت : دستت!! نگاه کردم .. دیدم در دستم خون جاریست .. ولی حواسم نبود .... بعد رفتم چسب زخم بخرم .. چسب زخم خریدمو به مغازه دار پول دادم ... و یادم رفت بقیه ی پول رو بگیرم ... حواسم نبود .... بعد دیدم یادم رفته خون رو با دستما
خلاص ..
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:07
[unable to retrieve full-text content]تموم کرد .. پدر شوهرم تموم کرد .. پدر شوهرم و از دست دادیم .. سوختم ... سوختم ....
منو نترسون ...
-
تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 3:27
یه بار نشست روبروم، چایی نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز اذیتت کنم"گفتم "خب نکن!" گفت "عمدی که نه! ولی میترسم اذیت شی" گفتم "نترس! از چی باید اذیت شم؟!" دوباره چاییشو هم زد، هم زد، هم زد... دیدم حرف نميزنه، گفتم "نباتت آب شد، چاییتو بخور گفت "تو نمیترسی یهو برم؟؟" گفتم "نه! بخوای بری میری دیگه! وا...
تنهایی قشنگه . ولی دونفره ش...
-
تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 3:27
اگه روزی تو یه خونه تنها زندگیکنمحتما دق میکنم سخته تنهایی ، سخته بدون همدم بودن خب حالا اگه واقعا مجبور شدم تنها باشم ، باید چه طوری از پسش بربیام شبای تنهایی چطوریمیگذره ؟ صبحاش اصلا صبحه؟ وقتی بیدار میشی و چشمات به روی هیشکی باز نمیشه ، وقتی که به آیینه نگاه میکنی میبینی تنهایی دیشب یه خط بیشتر ب...
یادم میره همش ..
-
تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 3:27
دیشب یادم رفته بودxa0 کتری رو بردارم از رو گاز ..نصفه شب داشت میترکید .. اونروز یادم رفت حواسم باشه با چاقو دستم و نبرم .. محمد وقتی فهمید مواظب نبود دعوام کرد و ناراحت شد همسریم .. اونروز میخواستم بشینم حرفامو بنویسم .. ولی چند دقیقه ی بعدش دیگه هیچی دیگه هیچی یادم نبود برای نوشتن .. من بی انرژی نی...